ابزار وبمستر

Snow Alone | سایت اسنوالون - Latte Irish Cream

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

به وبسایت ما خوش آمدید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

برای مشاهده مطالب سایت دکمه زیر را کلیک نمایید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

اسنوالون، بزرگترین مرجع مطالب و نوشته های خاص

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

Snow Alone | سایت اسنوالون

با ما در ارتباط باشید

موزیک پلیر

درباره سایت

logo

با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

توضیحات

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع مطالب خاص و دستنویس عاشقانه است که امیدواریم با حمایت های شما مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم خدمات بهتری را خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

Latte Irish Cream

Latte Irish Cream

مدتی بود در کافه‏ ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم.
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما آنقدر درگیر فکرم بودم که حتی فرصت دیدنشان را هم نداشتم.
اما... اما این یکی فرق داشت...!!
وقتی بدون اینکه "منو" را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم" را داد، یعنی فرق داشت ...!!
همان همیشگی من را میخواست..!!
همیشگی ام به وقت تنهایی...
تا سرم را بالا آوردم، رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش بیرون آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه اش را پشت گوش نگذاشته بود..!
ساده بود..!!
ساده شبیه به زن هایی که در داستان های محمود دولت آبادی دل میبرند.
باید چشمانش را میدیم اما سرش را بالا نمی آورد.
همه را صدا میکردم که قهوه شان را ببرند اما قهوه ی این یکی را خودم بردم.
داشت شاملو میخواند و بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، تشکر کرد.
اما نه..!
باید چشمانش را میدیم.
گفتم ببخشید خانوم؟
سرش را بالا آورد و منتظر بود چیزی بگویم اما...
اما چشمان قهوه ایه روشن و سبزه ی صورتش
همراه با مژه هایی که با تاخیر باز و بسته می شدند، فرمان سکوت را به گلویم دوخت!
طوری که آب دهانم هم پایین نرفت...!!
خجالت کشید و سرش را پایین انداخت و من هم برگشتم که در حین رد شدن پایم به میز خورد و سینی هم به صندلی ...
تا لو برود چقدر دست و پایم را گم کرده ام..!!
از فردا یک تخته سیاه گذاشتم گوشه ای از کافه و شعر های شاملو را مینوشتم.
همیشه می ایستاد و با دقت شعر ها را میخواند و به ذوقم لبخند میزد.
چند بار خواستم بگویم من را چه به شاملو دخترجان؟
این ها را مینویسم تا چند لحظه بیشتر بایستی تا بیشتر ببینمت و دل از دلم برود...!!
شعرهای شاملو به "منوی" کافه هم کشید و کم کم به در و دیوار و روی میز...
دیگر کافه بوی شاملو را می داد..!
همه مشتری مداری میکردند و من دختر رویایم مداری...
داشتم عاشق میشدم و یادم رفته بود که باید تا یک ماه دیگر برگردم به شهرستان
و پول هایی که در این مدت جمع کرده ام ، خرج عمل مادرم کنم.
داشتم که نه، عاشق شده بودم و یادم رفت اصلا که من رو چه به این حرفا..؟!!
یادم رفته بود که باید آرزوهایم را با مشکلات زندگی طاق بزنم.!
این یک ماه رویایی هم با تموم روزهایی که می آمد و در کنار پنجره مینشست و "لته آیریش" می خورد تمام شد
و برای همیشه دل بریدم از بوسه هایی که اتفاق نیفتاد.
حرف هایی که زده نشد و نگاه هایی که بهم گره نخورد.
دل بریدم از عاشقانه ی نافرجامی که شکل نگرفت و خاموش شد.
مدتی بعد شنیدم که بعد از رفتن من
مثل قبل می آمده و مینشسته کنار پنجره و قهوه اش را حتی بدون اینکه لب بزند رها میکرده و میرفته..!
یک ترم بعد هم دانشگاهش را کلا عوض کرده بود.
عشق همین است.
آدم ها می روند تا بمانند..!!
گاهی به آغوش یار...
و گاهی از آغوش یار...
چیز  هایی هست که نمیدانی...!!!

نظرات

    • اسنو الون

      اهع تو کی هستی؟
      خودتو معرفی کن
  • :)

    یه دوستِ قدیمی :)
    • اسنو الون

      خو نباید اسم دوست قدیمیم رو بدونم؟؟
      میشه خودتو معرفی کنی؟
  • :)

    سلام خوبی احد؟؟ :)
    • اسنو الون

      سلام
      ممنون خوبم
      شما؟
  • کلمات قدرت عجیبی دارند...
    مواظب کلماتی که انتخاب میکنید باشید...
    کلمات قدرت کشتن دارند....
    مواظب کلماتی که انتخاب میکنید باشید...
    تابه حال به چندنفرجان داده اید؟
    چند نفرراکشته اید؟
    گاه بعضی کلمات انچنان غمی در دلت میکارند که نابودکردنی نیست....ریشه میدواند وروز ها وماه ها وسال ها کم کم کم کم نابودمیشوی....
    کلمات قدرت عجیبی دارند....مواظب کلماتی که انتخاب میکنید باشید....
    چند روز پیش کسی مرد!!!!!

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شب

علی سلطانی

وقتی از پشت تلفن
با صدای خواب آلودت
شب بخیر میگویی ؛
من که هیچ ،
کلاغ های لم داده روی
دکل مخابرات هم به خواب میروند

شب

علی سلطانی

بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرق زیادی ست بین کسی که ...
چشمانش را می بندد و خوابش میبرد
با کسی که چشمانش را می بندد و تقلا می کند تا خوابش ببرد

شب

علی سلطانی

از دست پزشک کاری ساخته نیست
قرص های خواب بیهوده اند
چاره را خودم میدانم
به هر بدبختی که شده می خوابم
کافیست
قول بدهی که به خوابم می آیی!

با ما در ارتباط باشید

ما دوست داریم از نظرات شما در اطلاع باشیم

تماس با ما

Email: snowalone.ir@gmail.com


اینستاگرام
فرم تماس با ما

منتظر تماس تان هستیم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic