ابزار وبمستر

Snow Alone | سایت اسنوالون - Destruction of love

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

به وبسایت ما خوش آمدید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

برای مشاهده مطالب سایت دکمه زیر را کلیک نمایید

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

اسنوالون، بزرگترین مرجع مطالب و نوشته های خاص

Snow Alone | سایت اسنوالون

سایت عاشقانه اسنو الون بزرگترین مرجع مطالب عاشقانـه , دلنوشته های رمانتیک , تصاویر عاشقانه و دل نوشته

Snow Alone | سایت اسنوالون

با ما در ارتباط باشید

موزیک پلیر

درباره سایت

logo

با ما در ارتباط باشید

تماس با ما

توضیحات

سایت عاشقانه اسنو الون مرجع مطالب خاص و دستنویس عاشقانه است که امیدواریم با حمایت های شما مخاطبان عزیز این وبسایت بتوانیم خدمات بهتری را خدمت شما کاربران عزیز ارائه دهیم.

Destruction of love

Destruction of love
اکنون دیگر "در دسترس" بودنت مهم نیست چون دیگر نه "مشترک" هستی و نه "مورد نظر" ...!
هوا سرد است اما نگران نباش سرما نمیخورم ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده ...!!!
هرکس که سراغت را میگیرد ، نمیگویم وجود نداری ، میگویم وجودش را نداشتی ...!
فکر نکن تو فوق العاده بوده ای ، قطع به یقین من کم توقع بوده ام ...!
حالا هم که اتفاقی نیفتاده ، حادثه ی بین ما ، فقط یک زد و خورد ساده بود ...!!
تو جا زدی و من جا خوردم ...!
زمانی "نبودنت" همه هستی مرا نابود میکرد ولی حالا "بودنت"...!
میشود که نباشی ...؟؟
راستی ..!!
سلام مرا به وجدانت برسان ...
البته اگر بیدار بود ..!!!

نظرات

  • Love Barren عشق بی ثمر✅

    از مرز خوابم می گذشتم،
    سایه تاریك یك نیلوفر
    روی همه این ویرانه ها فرو افتاده بود.
    كدامین باد بی پروا
    دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

    ***

    در پس درهای شیشه ای رؤیاها
    در مرداب بی ته آیینه ها،
    هر جا كه من گوشه ای از خودم را مرده بودم
    یك نیلوفر روییده بود.
    گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
    و من در صدای شكفتن او
    لحظه لحظه خودم را می مردم.

    ***

    بام ایوان فرو می ریزد
    و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد.
    كدامین باد بی پروا
    دانه نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟

    ***
    نیلوفر رویید،
    ساقه اش از ته خواب شفّا هم سركشید
    من به رؤیا بودم
    سیلاب بیداری رسید
    چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم
    نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود
    در رگهایش من بودم كه می دویدم
    هستی اش در من ریشه داشت
    همه من بود
    كدامین باد بی پروا
    دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد
  • Love Barren عشق بی ثمر✅

    روزی كه
    دانش لب آب زندگی می كرد،
    انسان
    در تنبلی لطیف یك مرتع
    با فلسفه های لاجوردی خوش بود.
    در سمت پرنده فكر می كرد.
    با نبض درخت ، نبض او می زد.
    مغلوب شرایط شقایق بود.
    مفهوم درشت شط
    در قعر كلام او تلاطم داشت.
    انسان
    در متن عناصر
    می خوابید.
    نزدیك طلوع ترس، بیدار
    می شد.

    اما گاهی
    آواز غریب رشد
    در مفصل ترد لذت
    می پیچید.
    زانوی عروج
    خاكی می شد.
    آن وقت
    انگشت تكامل
    در هندسه دقیق اندوه
    تنها می ماند.
  • Love Barren عشق بی ثمر✅

    بسم از هوا گرفتن که پری نـمـانــد و بـــــالــــی


    به کــــجـا روم ز دستت که نمی​دهی مجالی


    نه ره گـــریـــــز دارم نه طــریــق آشـنـــــــایــی


    چه غــم اوفـتـــاده​ای را که تــوانـد احتیالی


    همه عمر در فراقت بــگــذشت و ســهـل بــاشـد



    اگر احــتـمـــال دارد به قــــیـامت اتـصـالــی


    چه خوشست در فــراقـــی همه عمر صبر کردن


    به امید آن کـه روزی به کف اوفتد وصالی


    به تو حــاصـلـــــی نــــدارد غــم روزگـــار گفتن


    که شــبــی نـخفته باشــی به درازنای سالی


    غــــم حــــال دردمـــنـدان نــه عجب گرت نباشد


    که چنین نرفتـه باشد همه عمر بر تو حالی


    سخنی بگوی با من که چنان اســیــر عــشــقـــم


    که به خویشتن نــــدارم ز وجودت اشتغالی


    چه نــشـیـنـی ای قـیـامــت بـنـمـای سـرو قامـت


    به خلاف سرو بستــــــان که ندارد اعتدالی


    که نه امشب آن سماعست که دف خــلاص یـابد


    به طپانچه​ای و بربط بــــرهــد به گوشمالی


    دگـــر آفـــتـاب رویـــــت مــنـمـای آســـمـــان را


    که قمر ز شرمساری بشکـست چون هلالی


    خط مشک بوی و خالت به مناسـبــــت تو گویی


    قــلـم غـبـار مـی​رفـت و فـروچـکیـد خـــالی


    تو هم این مگوی سعدی که نظر گنــــــــاه باشد


    گنــه​سـت بــرگــرفـتــن نظر از چنین جمالی


    سعدی
  • همه چیز با تو شروع شد
    اما هیچ چیز بی تو تمام نمیشود
    حتی
    همین دلتنگی های من...
  • ✗↯❂↜ایـْنْــٰـایـٰىٰ كْــٰـه ⇀⇅⇅⇅↼

    ⇅【 عــلَــــٰٓـٰٓـٰٓـٰٓــفْ 】مَـــٰٓـٰٓـٰٓـٰٓــصٰــرَفْ مـیـٰٓـٰٓـٓكــُنْــَنْ ⇅

    ↺☜شْــٰٓـٓـــــــــیٰـرٰ هـَمٰ مــــٰٓـٰٓـٰٓـٰٓـٰٓـٰٓـٰٓـــیٰـدَنٰ؟؟ ↝❂↯✗

    :)
  • لب ها می لرزند. شب می تپد. جنگل نفس می کشد.
    پروای چه داری ، مرا در شب بازوانت سفر ده
    انگشتان شبانه ات را می فشارم ، و باد شقایق دوردست را پر پر می کند
    به سقف جنگل می نگری: ستارگان درخیسی چشمانت می دوند
    بی اشک چشمان تو ناتمام است ، و نمناکی جنگل نارساست
    دستانت را می گشایی ، گره تاریکی می گشاید
    لبخند می زنی ، رشته ی رمز می لرزد
    می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند
    بیا با جاده ی پیوستگی برویم
    خزندگان درخوابند. دروازه ی ابدیت باز است. آفتابی شویم
    چشمان را بسپاریم ،که مهتاب آشنایی فرود آمد
    لبان را گم کنیم ، که صدا نا بهنگام است
    در خواب درختان نوشیده شویم ، که شکوه روییدن در ما می گذرد
    باد می شکند. شب راکد می ماند. جنگل از تپش می افتد
    جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ، و شیره ی گیاهان به سوی ابدیت می رود

ارسال نظر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

شب

علی سلطانی

وقتی از پشت تلفن
با صدای خواب آلودت
شب بخیر میگویی ؛
من که هیچ ،
کلاغ های لم داده روی
دکل مخابرات هم به خواب میروند

شب

علی سلطانی

بدون شب بخیر گفتن ات هم میتوانم بخوابم عزیزم!
اما فرق زیادی ست بین کسی که ...
چشمانش را می بندد و خوابش میبرد
با کسی که چشمانش را می بندد و تقلا می کند تا خوابش ببرد

شب

علی سلطانی

از دست پزشک کاری ساخته نیست
قرص های خواب بیهوده اند
چاره را خودم میدانم
به هر بدبختی که شده می خوابم
کافیست
قول بدهی که به خوابم می آیی!

با ما در ارتباط باشید

ما دوست داریم از نظرات شما در اطلاع باشیم

تماس با ما

Email: snowalone.ir@gmail.com


اینستاگرام
فرم تماس با ما

منتظر تماس تان هستیم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات